کارنامه دادفری 734

به نام خدا

رئیس ارجمند و گرامی دادگاههای کیفری ۲ دادگستری لواسانات

با درود و سپاس

درباره پرونده به شماره ۱۴۰۴۹۰۱۹۲۰۰۰۸۳۹۱۶۹۶ بشماره بایگانی ۰۴۰۰۷۶۸ شعبه یکم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب لواسان موضوع شکایت دادخواهم (موکل) کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که نهادی است فرهنگی و زیر مجموعه وزارت آموزش و پرورش و تاکید می‌کنم نهادی است متولی رشد، تقویت و پرورش کودکان و نوجوانان افزون بر دروس کتابی مرسوم و شاید مهم‌تر از کلاس و مدرسه در برابر رئیس اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان لواسان به عنوان انتقال دهنده و نیز متولی مشخص و معین موقوفه خاص همچنین امید عباسی به عنوان انتقال گیرنده با بزه‌های گفته شده در شکایت و یادآوری آنکه سنجش عمل و فعل رخ داده یا عنوان مجرمانه با نهاد قضایی است و با سپاس از بازپرس ارجمند که آغاز تحقیقات را در مسیری درست، عادلانه و قانونی پیش برد اما به ناگاه برآیند درستی به دست نیامد و تصمیم بر قرار اناطه که اکنون مورد اعتراض است گرفته شد با اختیار به دست آمده از دادفری نامه ( وکالتنامه) دربردارنده امکان عمل به انفراد و با پیمودن تشریفات و پرداخت هزینه‌های قانونی احتمالی و ابطال تمبرهای دادرسی و مالیاتی در مهلت قانونی با پیش نهادن این نگاشته به شرح استدلال‌ها و استنادهای آینده، گسیختن قرار و واداشتن دادسرا به پی گرفت تحقیقات را به تاکید خواستارم.

۱- قرار صادر شده درست نیست. جدا از موقعیت و شخصیت حقوقی شاکی که البته در مباحث جرم شناسی در نگاه به موضوع بی تاثیر نیست و می‌طلبد که گرچه در چهارچوب قانون اما با انگیزه انسانی بیشتر، مورد دعوا واکاوی شود و بر پایه تمایز بنیادین حقوق کیفری از حقوق مدنی که در پژوهش دادرس پیشین دادگاه‌های دادگستری ایران و استاد کنونی دانشگاه، دکتر عبداله خدابخشی با راهنمایی شادروان استاد کاتوزیان بازتاب کامل یافته، ژرف کاوی دادسرا ناکامل است.

۲- گفتم که آغاز مسیر درست پیموده شد از شهرداری درخواست شد مدارک ناظر به مالکیت خویش بر اعیان را به دادسرا بفرستد که چنین شد نیز در واگذاری بنا و اعیان احداثی به شاکی تردیدی نیست و عمل و تصمیم شهرداری به تایید اعضای دوره سوم شورای اسلامی شهر نیز رسیده است.

 

۳- اندک آشنایی با قواعد وقف بسنده است تا بدانیم اداره اوقاف در وقف عام و یا حتی وقف خاص بدون متولی، عرصه املاک وقف شده را به درخواست کنندگان اجاره می‌دهد و در قراردادهای یکپارچه ناظر به موضوع برای مستاجر حق احداث اعیان پیش بینی می‌شود. تا پیش از احداث، مستاجر بر پایه ماده ۱۱ قانون مربوط، حق اولویت دارد اما با ایجاد بنا و رعایت ضوابط قانونی از جمله اخذ پروانه از شهرداری یا دهیاری، مستاجر، مالک عین می‌شود و مکلف است هر سه سال یکبار برای تمدید قرارداد اجاره با اداره اوقاف یا متولی توافق کند. لزوم این توافق بدیهی و قطعی است با ملاک ماده ۵۰۴ قانون مدنی و نیز مقررات خاص حاکم بر وقف موجر اجازه دهنده برای احداث بنا نمی‌تواند و هرگز نمی‌تواند صاحب بنا را از ملک بیرون کرده و مالکیت او را نادیده بگیرد. مستاجر بدهکار مدنی است و مانند همه بدهکاران می‌توان او را به دادگاه کشاند و مالش را توقیف کرد و در مزایده به فروش رساند و وجه آن را در اجرای نیت واقف مصرف کرد. اما وصد اما هرگز نمی‌توان مالکیت او را یک طرفه ازاله کرد و عین را به دیگری واگذار کرد.

۴- مکاتبات نشان می‌دهد که آغاز راه چنین بوده که کانون پرورش فکری از نهادهای دیگر از جمله فرمانداری شمیرانات یاری خواسته تا مرکزی ایجاد شود و کودکان و نوجوانان لواسان از خدمات کانون بهره‌مند شوند. زمین وقفی یافت شده و شهرداری با اجازه و اطلاع اوقاف در آن بنا ایجاد کرده که اگر این اجازه و اطلاع وجود ندارد چرا اوقاف سی سال است بر این ساخت چشم بسته و مصلحت وقف را رعایت نکرده چنین متولی خود به خود منعزل رئیس اداره اوقاف نیز منفصل است پس جدا از مکاتبات که این اذن و اطلاع را به روشنی نشان می‌دهد نگاه کلی و منطقی و عرفی به موضوع نیز مثبت ادعای ماست.

۵- برآیند آنکه شهرداری مجاز به احداث بنا و ماذون از اداره اوقاف که نامی ندارد جز مستاجر عرصه با ایجاد اعیان مالک آن می‌شود، که چنین شده و آن را با پیمودن تشریفات به شاکی واگذار کرده پس بدیهی و طبیعی است که مالکیت شاکی بر موضوع محرز است اختلاف طرفین بر لزوم یا عدم لزوم پذیره انتقال و اجور معوقه مجوزی برای واگذاری عرصه یا اعیان ملک از سوی اوقاف به هیچکس دیگر نبوده و نیست که در این پرونده نام انتقال گیرنده امید عباسی است.

۶- پس دادسرا می‌بایست با فراخواندن رئیس اداره اوقاف و در صورت لزوم متولی موقوفه و انتقال گیرنده بررسی کند آیا به واقع انتقالی به مدعی کنونی یعنی آقای امید عباسی صورت گرفته یا خیر و اگر آری با کدام مجوز و چرا و چگونه! با چه استدلال و استنادی! مگر می‌شود وقف که نهادی شرعی است به همین آسانی مالکیت اعیان ایجاد کننده آن را مثل آب خوردن نادیده بگیرد. اگر متولی و مسئول اجرای نیات خیر و شرعی واقف به همین آسانی جرم انتقال مال غیر را صورت می‌دهد وای به حال مردم کوچه و بازار! باید شگفت زده شد و لبخند زد، خنده‌ای که از گریه غم انگیزتر است.

۷- گفتم و هزاران بار دیگر هم می‌گویم در ناممکن‌ترین انگاره که اوقاف محق دریافت پذیره و اجاره بها باشد که به حکایت مقررات و به ویژه آیین نامه مربوط چنین نیست هرگز و هیچگاه حق ندارد اعیان احداثی به دست دیگری را آن هم اعیانی که با مجوز و اطلاع و اذن ساخته شده به دیگری واسپارد. دادسرا وظیفه داشت و دارد وقف نامه را از اداره اوقاف بخواهد شاید اصلاً کار فرهنگی کانون یکی از نزدیک‌ترین امور به نیت واقف باشد. کانون پرورش فکری کجا و شخص حقیقی که احتمالاً بنای کنونی را که اداری است و ویژه فعالیت فرهنگی تخریب می‌کند و ساختمان تجاری و مسکونی خواهد ساخت کجا. مگر می‌شود در این کشور زیسته باشی و ندانی که حرمت اَکل ناروای مال موقوفه حرمتی بیش از خوردن مال یتیم دارد. استاد کاتوزیان روانش شاد و یادش زنده و گرامی به نظرم به نقل از ابوحنیفه می‌گفت که از چهار "واو " می‌بایست پرهیز کرد، ودیعه، وکالت، وصایت و وقف. احتیاط حکم می‌کند بلکه احتیاط واجب که اگر شبهه‌ای در میان است انتقال گیرنده خود پایش را کنار بکشد نه آنکه با زور مامور و ایجاد هیاهو و جنجال به محلی برود که کودکان در آن آموزش می‌بینند و ترس و نگرانی را در میان آنان گسترش دهد. می‌بایست و می‌بایست بازپرس شکایت شدگان را فرا می‌خواند گرچه هرچه می‌گفتند بی‌گمان ناموجه است اما شاید به راه راست می‌آمدند و اختلاف احتمالی بین اوقاف و شاکی بر سر رقم پذیره حل می‌شد مثل آب خوردن نادیده بگیرد. اگر متولی و مسئول اجرای نیات خیر و شرعی واقف به همین آسانی جرم انتقال مال عینه را صورت می‌دهد وای به حال مردم کوچه و بازار! باید شگفت زده شد و لبخند زد، خنده‌ای که از گریه غم انگیزتر است.

۷- گفتم و هزاران بار دیگر هم می‌گویم در ناممکن‌ترین انگاره که اوقاف محق دریافت پذیره و اجاره بها باشد که به حکایت مقررات و به ویژه آیین نامه مربوط چنین نیست هرگز و هیچگاه حق ندارد اعیان احداثی به دست دیگری را آن هم اعیانی که با مجوز و اطلاع و اذن ساخته شده به دیگری واسپارد. دادسرا وظیفه داشت و دارد وقف نامه را از اداره اوقاف بخواهد شاید اصلاً کار فرهنگی کانون یکی از نزدیک‌ترین امور به نیت واقف باشد. کانون پرورش فکری کجا و شخص حقیقی که احتمالاً بنای کنونی را که اداری است و ویژه فعالیت فرهنگی تخریب می‌کند و ساختمان تجاری و مسکونی خواهد ساخت کجا. مگر می‌شود در این کشور زیسته باشی و ندانی که حرمت اَکل ناروای مال موقوفه حرمتی بیش از خوردن مال یتیم دارد. استاد کاتوزیان روانش شاد و یادش زنده و گرامی به نظرم به نقل از ابوحنیفه ی‌گفت که از چهار "واو " می‌بایست پرهیز کرد، ودیعه، وکالت، وصایت و وقف. احتیاط حکم می‌کند بلکه احتیاط واجب که اگر شبهه‌ای در میان است انتقال گیرنده خود پایش را کنار بکشد نه آنکه با زور مامور و ایجاد هیاهو و جنجال به محلی برود که کودکان در آن آموزش می‌بینند و ترس و نگرانی را در میان آنان گسترش دهد. می‌بایست و می‌بایست بازپرس شکایت شدگان را فرا می‌خواند گرچه هرچه می‌گفتند بی‌گمان ناموجه است اما شاید به راه راست می‌آمدند و اختلاف احتمالی بین اوقاف و شاکی بر سر رقم پذیره حل می‌شد و انتقال گیرنده پی کار خودش می‌رفت. یادآور شوم عرصه‌ای که بر روی آن بنای دارای مالک وجود دارد قابل اجاره دادن به دیگری نیست، اوقاف مالک عرصه است و وقف یعنی حبس عین و تسبیل منفعت. به قول قدیمی‌ها مالک وقف خداست و بر پایه آموزه ی نوی کاتوزیان، امامی و لنگرودی، وقف یا به عبارتی مال موقوفه شخصیت حقوقی دارد عرصه را اجاره می‌دهد تا به اقتضای مورد مستاجر بنا بسازد، درخت بکارد یا زراعت کند محصول عمل مستاجر از آن خود اوست و نهاد وقف تنها و تنها محق به دریافت اجاره بها. ضمانت اجرای عدم پرداخت اجاره بها که در پرونده کنونی شاکی خود را معاف از آن می‌داند صرف نظر از محق بودن کدام یک از دو طرف موضوع که امری است مدنی، هرگز واگذاری عین به دیگری نیست. پس شک نکنید و یقین داشته باشید بزه انتقال مال غیر رخ داده، انتقال دهنده خود اقرار به مالکیت سازنده ماذون عین داشته و نمی‌توانسته و نمی‌تواند نداشته باشد پس قرار اناطه صادر شده هرگز و هیچگاه درست نیست مالکیت شهرداری به عنوان سازنده بنا و کانون پرورش فکری به عنوان قائم مقام قراردادی ایجاد کننده مستحدثات محرز و مسلم است بنابراین خواهشمندم و خواهشمندم و خواهشمندم با درک حساسیت موضوع به ویژه از سوی دادرسی که خود اهل کتاب و قلم است با درایت قانونی، قرار گسیخته شده و پرونده برای پی گرفت تحقیقات و فراخواندن شکایت شدگان ، شنیدن اظهارات نماینده شهرداری، فرمانداری، اداره ثبت و غیره، تفهیم اتهام به بزهکاران واقعی و صدور قرار تامین کیفری متناسب و در پایان پیگرد شکایت شدگان و جلب ایشان به دادرسی، به بازپرسی برگردانده شود. نگاشته‌های موجود اداره اوقاف، شهرداری و کانون پرورش فکری انبوهی از کاغذ و نامه است پس خواهشمندم و بر این خواهش پافشار که در این یک مورد شما را به خدا، شتاب نورزید و پس از ثبت پرونده در شعبه اجازه دهید همه آنها را پیشکش کنیم و بخش مرتبط مستقیم با موضوع را در اختیار گیرید، گفته‌های نماینده آگاه اداره شاکی را بشنوید و سپس تصمیم قضایی بگیرید که هرچه باشد پیشاپیش مورد احترام من است حتی اگر در چیستی با آن هم داستان نباشم که یکی از آموخته‌های اساسی ام از اساتید پیش گفته که غیر مستقیم شاگرد آنها بوده‌ام و البته مستقیم شاگرد استاد کاتوزیان، این بوده است که پیروی از تصمیم قضایی بر همگان فرض است و بر اهل حقوق واجب‌تر حتی اگر در ماهیت با ذهن برابر ایستا ( مخاطب) ناسازگار باشد.

با سپاس دوباره

یکی از دادفران شاکی

علی صابری

 

دکتر علی صابری 41 بازدید 1404/10/15 0 نظر

دیدگاه کاربران

;





;

شبکه های اجتماعی

رفتن به بالا

لطفا کمی صبر کنید ...